أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
پيشگفتار 19
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
امينى فردى فاضل و ادبدوست بود و به علوم عصر خود تسلّط داشت . اكثر اشعارى كه در كتاب فتوحات شاهى آمده از سرودههاى اوست ، اشعارى نيز از وى به صورت پراكنده باقى مانده است ، از جمله اين چند بيت : دردا كه تن از عشق تو فرسود مرا * هجر تو برآورد ز جان دود مرا بس زود رميدى ز من و با تو هنوز * بسيار سر همنفسى بود مرا و اين قطعه نيز از وى مشهور است : امينى مريز آب رو در خراسان * كزين خاك جز خار حرمان نرويد تمام جهان ابر احسان ببارد * گياه كرم از خراسان نرويد « 1 » * * * دل او مهبط كلام خداى * اينچنين كرسىاى كه ديده به جاى وسع آن كرسى ار ز من پرسى * هفت دريا و يك گز كرسى و نيز : در چمن يار چو با آن قد و قامت برخاست * سرو بنشست ز دعوى و قيامت برخاست « 2 » * * * اى طبع تو مشاطهء ابكار سخن * از رشحهء كلك تو جهانى گلشن از نظم تو آثار فضايل ظاهر * وز نثر تو انوار بلاغت روشن « 3 » امينى در مرثيهء امير عليشير نوائى مادّه تاريخى براى مرگ او سروده كه : مير دينپرور عليشير آنكه بود * عقل و رأيش ملك و ملت را پناه در هدايت هادى را هدى * در ولايت والى دين إله عاقبت زين تنگنا آمد به تنگ * شد سوى فردوس با صد عزّ و جاه در جنان پرسيد از تاريخ فوت * گفت رضوانش « ولايت انتباه » « 4 » 906 ه . ق به نوشتهء مير خواند ، امينى علاوه بر فتوحات شاهى اثر ديگرى به نام معارضهء مهر و
--> ( 1 ) . خلاصة التواريخ ، ج 1 ، صص 245 - 246 . ( 2 ) . تذكرهء تحفه سامى ، ص 46 . ( 3 ) . روضة الصفا ، ج 11 ، ص 5937 . ( 4 ) . همان مأخذ ، ص 5938 .